طراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۲۱ مرداد, ۱۳۹۲ | کد خبر : 5555 | نویسنده : | مدیر پایـگاه جوان انقلابی |
  •   

    جــوان انقـلابی –   javanenghelabi.ir | : وبلاگستـــان : منتقــم فاطمــه سـلام الله علیهــا – نوشتـه شده توسـط “ عـلی  ” http://montagheman.blogfa.com/post/115 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد : یکی از شوخی های زمان جنگ چاق کردن صلوات بود. میخواستند هی نگویند (بلند صلوات بفرست). می خواستند تنوع داشته باشد. یکی از انواع چاق کردن […]

    جــوان انقـلابی –   javanenghelabi.ir | :

    وبلاگستـــان : منتقــم فاطمــه سـلام الله علیهــا – نوشتـه شده توسـط “ عـلی  ”

    http://montagheman.blogfa.com/post/115

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد :

    یکی از شوخی های زمان جنگ چاق کردن صلوات بود. میخواستند هی نگویند (بلند صلوات بفرست). می خواستند تنوع داشته باشد. یکی از انواع چاق کردن صلوات این بود که یکی با تمام وجودش داد میزد حق!  همه به خودشان می آمدند. بعد میگفت: پدر صلوات را بیامرزد. بعد همه صلوات می فرستادند. با دویست سیصد تا رزمنده رفتیم حمام عمومی در اندیمشک. یک سری پیر مرد هم درحمام نشسته بودند. دیدیم اینجا صدا خوب میپیچید. به یکی از بچه ها گفتیم حق چاق کن که یک صلوات توپ بفرستیم. یکهو نعره کشید: حق ! ما همه گفتیم مرگ! درد! دیوانه! داد میزنی چرا؟ خلاصه این پیر مردها همه شاکی شده بودند. گفتیم حاج آقا این روانیه! موجیه! اصلا این هر چند وقت یکبار یک دادی میزند!

    javanenghelabi - shohada  154

    info@javanenghelabi.ir

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    بـرای مشـاهده دیگر مــطالب وبستــان و وبلاگستــان بــر روی مستطیــل زیر کلیـک کنیــد :

    javanenghelabi1000

    بـرای مشـاهده بهترین ، جذاب ترین و پربـحث ترین مــطالب وبستــان و وبلاگستــان بر روی مستطیــل زیر کلیک کنیــد :

    javanenghelabi - web weblog 3

    بـرای مشـاهده بهترین ، جذاب ترین و پربـحث ترین مــطالب در حوزه جبهــه و شهــادت و شهــدای ۸ سال دفــاع مقـدس بر روی مستطیــل زیر کلیک کنیــد :

    javanenghelabi - jebhe 2

     

    ابرچسب ها : , ,
    ۱۰ نظر برای “خاطـره ای زیبـا از شـوخی هـای شهـدا در حمـام!”
    1. آوا می‌گه:

      جالب بود!
      گاهی اوقات که خاطرات شهدا را می خونم یادم میره که اونا توی جنگ بودند.
      رزمنده های با حالی بودند.

    2. سلام
      ما آدما عقلمون متاسفانه انگار به چِشمونه
      وقتی از اخلاص شهدا میخونیم….از عبادتاشون…..از تواضعشون….
      فکر میکنیم چقدر دست نیافتنی اند
      فکر میکنیم اصلا با شرایط الان جامعه نمیشه به این جور جاها رسید
      اما وقتی از شوخی هاشون
      خاطرات ازدواجشون
      فضای اون موقع جامعه….میخونیم
      فکر میکنم اتفاقا یه جاهایی تو شرایط بد تر و سخت تر از الان قرار داشتن
      ولی تکلیفشون با خودشون روشن بود
      “مرد عمل بودن”
      به نظرم ما جوونهای امروز”مرد علاقه ایم” عمل نداریم
      دوست داریم به جاهای خوب برسیم-اما همش تنبلی میکنیم-همش بهونه میاریم-همش….

      ممنون از مطلبتون
      تعجیل در فرج مولایمان صلوات
      یا مهدی ادرکنا

    3. علی می‌گه:

      متشکرم از حضورتون در وبلاگم.

    4. سیده می‌گه:

      سلام خوب هستین…………….عبادات قبول وعیدگذشته مبارک……….خیلی پست خوبی بود دلم برای شهدا تنگ شده خاک پای همشون هستم………خدا کنه روز قیامت شرمنده شهدا نباشیم

    5. سیده می‌گه:

      راستی این پستتون رو توی وبلاگم گذاشتم البته با اجازه شما
      ممنون
      موفق باشید
      خدانگهدار

    6. علی می‌گه:

      سلام ممنون از لطفتون خوشحال شدم.

    7. در آرزوی شهادت می‌گه:

      ای جانم
      شوخی های اونا کجا و شوخی های مسخره جوونای الان با هم کجا.
      اللهم الرزقنا شهادة فی سبیلک

    8. بانو پویان | معـاونت اول سـایت و مسئول انسـانی وبگاه جـوان انقـلابی می‌گه:

      پرنده! دعا کن که طاقت ندارم‏

      براى پریدن شهامت ندارم‏

      چگونه نمانم که حتى کمى هم‏

      به چشمان پاکت شباهت ندارم‏

      صدا مى‏زنى نام من را ولیکن‏

      زبانى براى اجابت ندارم‏

      ببین از تو پنهان نباشد که حتى‏

      براى پریدن لیاقت ندارم‏

      دعا کن که من دیگر آتش بگیرم‏

      دعا کن پرنده! که طاقت ندارم‏

      چگونه بگویم برایت برادر

      مجالى براى شهادت ندارم‏


    نظرات

    امروز دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۳
    • پـــربازدیدترین ها
    • پـــربحث ترین ها
  • حمله رسانه‌های اپوزیسیون داخلی و خارجی به حجاب اسلامی (۷۳ نظر)
  • بیداری اسلامی به داعش ختم شد یا بیداری انسانی؟ (۶۸ نظر)
  • چادری نیستم چون مردان فهیم ایرانی کاری به کار خانم ها ندارند! (۶۶ نظر)
  • عیادت جمعی از مسئولان قوا و شخصیت‌های نظام با مقام معظم رهبری | تصاویر (۶۳ نظر)
  • آخرین اخبار از عمل جراحی موفقیت‌آمیز امام خامنه‌ای (۵۵ نظر)
  • تبادل بنر و پیوند جوان‎انقلابی با وبلاگ‌های ارزشی کشور (۵۴ نظر)
  • صادق زیباکلام: هر که غنی‌سازی را متوقف کند، پایش را می‌بوسم! (۵۳ نظر)
  • کی‌روش و ۵۷میلیارد تومان برای ۴سال (۴۳ نظر)
  • حاج‌ قاسم سلیمانی؛ آن مرد خدا (۴۳ نظر)
  • افزایش استفاده از ماهواره در کشور | تصاویر (۴۲ نظر)
  • تفریح رهبر معظم انقلاب در بیمارستان چه بود؟ (۴۰ نظر)
  • جزئیات خواندنی از متفاوت‌ترین عیادت از رهبر معظم انقلاب | تصاویر (۳۵ نظر)
  • طلبه‌ای افغان که امام روح الله(ره) تمام گم‌شده‌اش بود… (۳۳ نظر)
  • ماجرای سقاخانه اسماعیل طلا حرم امام رضا (ع) چیست؟ (۳۲ نظر)
  • ماجرای پیشنهاد بی‌شرمانه استاد زن امریکایی به شهید بابایی چه بود؟ (۳۱ نظر)
  • یک خطای دید شگفت‌انگیز | تصویر (۳۰ نظر)
  • خاطرات‌خواندنی دوران طلبگی آیت‌الله مهدوی‌کنی (۲۴ نظر)
  • ماجرای بستنی خریدن جنجالی امام موسی‌صدر از یک مسیحی (۲۱ نظر)
  • بازشدن چشمان آیت‌الله مهدوی‌کنی درهنگام قرائت صلوات خاصه امام رضا(ع) (۲۰ نظر)
  • جریان انحرافی شیرازی‌ها در کربلا چند رای به دست آورد؟! (۲۰ نظر)